+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 20:40  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 20:38  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 19:59  توسط ژیلا نژاد نجف
|
استاد غلامحسين اميرخاني فرزند رستم به سال ۱۳۱۸ ، در طالقان به دنيا آمد. پس از به پايان بردن دوره ابتدايي ، مدتي در بازار به كار آزاد پرداخت ، سپس به آموختن فن خط روي آورد و با ممارست فراوان در زمينه اين هنر سرآمد گرديد. استاد اميرخاني از سال ۱۳۴۰ در ادره كل هنرهاي زيبا به سمت خطاط استخدام شد. از مشاغل ديگر وي مي توان به مديريت انجمن خوشنويسان ايران ، مديريت فرهنگسراي ارسباران ( هنر) اشاره كرد. غلامحسين اميرخاني درس خط را در محضر استاداني چون سيدحسين ميرخاني و سيدحسن ميرخاني فراگرفت. علاوه برآن وي از خط نوشته هاي استاداني چون ميرعمادالحسني ، ميرزاي كلهر ، عمادالكتاب ، علي اكبر كاوه و چند تن ديگر تعليم و سرمشق گرفت. استاداميرخاني در انجمن خوشنويسان ايران به كار تعليم خط مشغول مي باشد. استاد اميرخاني در نگارش خط نستعليق از ريز و درشت دستي قوي و سلطه يي فراوان و بی نظیر دارد.

غلامحسين اميرخاني معتقد است: هيچ پديده، تبليغات و دعوتي نميتواند جاي هنر را بگيرد؛ ما از طريق بزرگان دنيا و انواع سبكها و طريقتها اين نكته را خوانده و شنيدهايم؛ اما حالا چرا باور نميكنيم و آنجا كه وقت تصميمگيري است و ضرورت ايجاب ميكند كه سهم شايستهاي براي امر بسيار مهم هنر و فرهنگ تخصيص دهيم، آن نگاه جدي و باورمند كمتر ملاحظه ميشود و ميبينيم، با توجه به نقش سختي كه براي مساله هنر در بودجهبندي كلان كشور تعيين ميشود، هنوز آن نقش حاشيهاي و نگاه تفنني به اين مسالهي فوقالعاده ارزشمند كه اصليترين بخش زندگي جامعه انساني است شده و يك امر فرعي و فانتزي تلقي ميشود؟

استاد خوشنويس و رييس انجمن خوشنويسان ايران در گفتوگو با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، علاوه بر اين سخنان پرحرارت، گفت كه نقش مربيگري و تربيتكننده بودن هنر بهطور غيرمستقيم و بااشتياق است؛ كسي كه ميخواهد از آن پديدهي ارزشمند بهرهمند شود، آثار بسيار موثر خود را در جامعه بهوجود ميآورد.
وي عامل شوقبرانگيز را همان زيبايي، جمال و جاذبهاي دانست كه در هنر هميشه وجود داشته و تاثير عميق آن در شخصيت انسان به گونهاي است كه اين ارتقاي بينش و وسعت نظر همراه با مطالعه مسائل هنري و برخورداري از اين آذوقهي معنوي، رشد و آثار خود را در انسان بهوجود ميآورد.
عضو شوراي عالي خانهي هنرمندان ايران تصريح كرد كه با استخراج در تاريخ فرهنگ كشور خود در هر زمينهاي، به اين نتيجه خواهيم رسيد آن فرد اثرگذار و آبرومند كه براي تاريخ ما نقش و جايگاهي در دنيا تعريف كرده، بهطور حتم برخورداري قابل ملاحظهاي از مساله هنر داشته است و شخصيتش با توجه به اين بخش شكوهمند و با ارزش، توانسته جذابيت پيدا كند.
بهگمان اين هنرمند خوشنويس، كلام و هرگونه نمونه و اثري كه از انسان متفكر و با ذوق و انديشه ساطع شده، به هنر آميخته بوده است. در غير اين صورت، مطلب عاري از هنر كه مقداري جدي است، حتا اگر مطلب ارزشمندي باشد، در ميان جامعه و جوانان رقبت ايجاد نميكند.
اين نكته تجربهاي است كه سالها فعاليت و آموزش پيگير هنري اميرخاني را به آن واقف كرده است و اذعان دارد كه اين معنا را بهواقع تجربه كرده و انتظار ميرود كه مسوولان فرهنگ و هنر بهطور جدي در برنامههاي كشور ما نقش موثر خود را ايفا كنند.
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 19:37  توسط ژیلا نژاد نجف
|
ابزارکار یک خوشنویس مبتدی (قلمنی، کاغذ و مرکب)
وسایل و ابزار خوشنویسی در خلق یک اثر مطلوب بسیار موثرند. ابزار خوب مشوق هنرمند در ادامه کار و پیشرفت اوست
ابزارهای اصلی خوشنویسی
مهمترین ابزار خوشنویسی عبارتند از:
قلمنی که قلم مخصوص خوشنویسی است. نوع مرغوب آن از نیهای دزفولی (برای قلمهای ریر و متوسط) یا نی خیزران (برای درشتنویسی) تهیه میشود. یک قلم بهتر است سرخ مایل بهقهوهای سوخته، فاقد گره و پیچ و کاملا راست و استوانهای ( با مقطع دایرهای شکل) باشد و ضخامت آن با دست تناسب و هماهنگی داشته باشد. همچنین گوشت داخل قلم سفید رنگ، تا اندازهای سخت و محکم باشد. قلم خوب را بیش از اندازه کوتاه یا بلند و سبک، سست و یا سیاه انتخاب نمیکنند و قطر سر و ته آن نباید زیاد اختلاف داشته باشد. یک قلم مناسب هنگام تراشیده شدن زیاد سفا یا زیاد سست نیست و تراشههای آن به اطراف پرتاب نمیشود و همراه قلمتراش حرکت میکند. تراشیدن قلمنی تخصص و روش خاص دارد. معمولا پس از کتابتهای مکرّر نوک قلمها کند شده وکیفیت اولیه خود رااز دست میدهند از این رو باید بهطور مرتّب نوک قلمها را تراشیده و قط زد.
کاغذكه باید ملایم و صاف باشد و خشن، پرزدار، ناصاف و بسیارلغزنده نباشد. بر روی کاغذ خوشنویسی نباید مرکب پخش شود. كاغذ زبر و نا هموار نوك قلم را میساید و نوشتن را بهویژه در کشیدهها مشکل و یا ناممکن میکند، از طرفی نوشتن بر كاغذهای لغزان و شیشهای از اختیار و تسلط خوشنویس میكاهد، بنابراین نوع متوسط آن مناسب است. امروزه کاغذهای گلاسه، به ویژه گلاسهٔ مات، برای نوشتن مناسبند هر چند که در صورت عدم دسترسی میتوان از طریق مالیدن صابون خشک روی کاغذهای معمولی تاحدودی کاغذ را برای نوشتن آماده کرد.
مرکب که باید مخصوص خوشنویسی باشد. بیش از همه مرکب مشکی و پس از آن قهوهای کاربرد دارد. رنگدانه اصلی مرکب خوشنویسی دوده است و مواد دیگری مانند صمغ عربی، زاج و مازو نیز برای چسبندگی رنگدانهها و قوام یافتن مرکب، به آن میافزایند. مرکب خوشنویسی امروزه در بازار به دو صورت مایع و خشک عرضه میشود. مرکب مایع آماده استفاده است اما مرکب خشک را باید سایید، سپس آن را در آب جوشیدهٔ ولرم و یا گلاب حل کرد. این محلول را باید در ظرف سربسته به نرمی و در مدت زمان طولانی تکان داد. بهاین عمل «صلایه دادن» میگویند. صلایه در کیفیت مرکب و کشش آن بسیار موثر است. برای رقیق کردن مرکب خوشنویسی آب مقطر یا جوشیدهٔ سردشده از آب معمولی بهتر است ، و بهتر از آن گلاب یا آب ریحان یا آب مازو است.
دیگر ابزارهای خوشنویسی
افزون بر آن از وسایل خوشنویسی میتوان بهابزار زیر اشاره کرد:
دوات که ظرف مرکب و لیقه است و اغلب یک بطری کوچک، کمعمق و دهانگشاد است.
لیقه که معمولا از الیاف ابریشم طبیعی انتخاب میشود و برای جلوگیری از ریختن مرکب و کنترل میزان مرکببرداری توسط قلم در دوات قرار می دهند. گاهی از الیاف و نخهای ابریشم مصنوعی بهاین منظور استفاده میشود.
قلمتراش که چاقویی ظریف و بسیار تیزی است و برای تراشیدت و قطزدن نوک قلم بهکار میرود. قلمتراشها اندازهها و اشکال تاحدی متنوع دارند و به صورت یک تیغه یا دو تیغه ساخته میشوند. تیغه قلمتراش را از فلزی ترد و شکننده میسازند که چنانچه با جسم سختی برخورد کند از کارایی اش کاسته خواهد شد. از این رو با قلمتراش جز تراشیدن و قطزدن قلم کار دیگری نباید انجام داد. قلمتراش خوب به سختی تیز و در دراز مدت کند میشود. برای نگهداری آن بهتر است همیشه تیغهها را کمی چرب کرد و دور از رطوبت نگهداشت.
قطزن ابزاری است که که در آخرین مرحلهٔ تراشیدن قلمنی، نوک آن را روی این بستر قرار داده با یک فشار ناگهانی در زاویه مطلوب قطع میکنند. قطزن در عین حال که باید سخت و غیرقابل انعطاف باشد باید در مقابل قلمتراش کمی نرمش و انعطاف داشته باشد تا به تیغه آن آسیب نرساند. بهترین نوع قلمتراش از جنس چوب (به ویژه چوب شمشاد، قطعی از شاخ یا استخوان حیوانات و یا بخش کوچکی از بدنهٔ نی خیزران بسیار بزرگ است. سطح قطزن باید کمی محدب باشد و سطح زیرین آن که روی میز قرار میگیرد مسطح.
سنگ تیزکن قلمتراش سنگی است که برای تیزکردن چاقو و از جمله قلمتراش کاربرد دارد درگذشته از سنگ رومی یا حجاز به این منظور استفاده میشدهاست.
قلمدان که جعبهای است کوچک، کشیده و اغلب تزئین شده و معمولاً برای سهولت حمل و نقل، قلمهای لازم، قلمتراش، قطزن ، قاشق، سنگ كوچك و سر قلمدانی را كه شامل دوات است، و گاهی قیچی ظریفی جهت چیدن كاغذ، در این جعبه قرار میگیرد تا این لوازم یك جا و در جعبهای محفوظ در اختیار خوشنویس باشد.
زیردستی یا زیرمشق از جنس مقوا یا چرم و غیره. كه باید رویهاش صاف، نرم و ملایم (میانگین سخت و سست و كلفت و نازك) باشد و لغزندگی نداشته باشد. همچنین باید ابعادی نهچندان بزرگ و نهچندان کوچک انتخاب کنند تا مزاحم کار حوشنویسی نشود. گفتهاند بهتر است كه دو چرم منفصل را بر روی هم گذاشته، دو گوشه آن كه طرف چپ است را با چند بخیه محكم کنند و اگر آن دو قطعه چرم از چرم بـُـلغار باشد كه دانه و موجش را برطرف كرده باشند، بهتر است.
مِسطره یا مِسطر که ابزاری که به خوشنویس در کار نوشتن بر روی خطوط موازی و تعیین سطرها و تشخیص حدود آنها کمک میکند. در گذشته به این منظور بر روی قطعه مقوای ضخیمی نخهایی را با فاصله منظم قرار داده و محکم میبستند، سپس کاغذ را بر روی آن گذاشته و با فشار دست،اثر نخها را بر روی کاغذ منتقل میکردند. اما امروزه به این منظور بر روی کاغذی خطوط و جدولهای مورد نظر را پر رنگ کشیده و زیر کاغذ خوشنویسی قرار می دهند تا حدود و سطرهای کار از پشت کاغذ نمایان باشد. یا به وسیله خطکش و مداد کم رنک خطوط را ترسیم و پس از خطاطی آن را پاک میکنند.
ابزار بههم زدن لیقه و مركب كه سر آن پهن و دستهاش مخروطی و معمولا از جنس چوب آبنوس است.
قاشق مخصوص آب ریختن در دوات كه بهوسیله آن بهاندازه ی لازم آب را در دوات میریزند.
بهغیر از وسایلی كه نام برده شد چند ابزار فرعی دیگر نیز در كار كتابت استفاده میشود؛ مانند قیچی و یا کاتر برای بریدن كاغذ، دو خطكش مدرّج كوچك و بزرگ و گونیا (برای کتیبهنویسی چند گونیا لازم است)، خطكش T به همراه چند مداد سیاه و قرمز، و انواع كاغذها و مقواها.
بعضی از استادان پیشین، شخصا مركب دلخواه را اعم از مشكی و رنگهای مختلف میساختند و كاغذها را برای این كه قابل نوشتن شود آهار داده و مهره میزدند. آنان اغلب وسایل و لوازم و كارهای كتابت را خود تهیه میکردند؛ از قبیل تهیه سطر و جدولكشی ، تذهیب، زرافشانی، رنگ آمیزی كاغذ حتی تجلید و صحافی و غیره. ولی امروزه چون انجام این امور مستلزم صرف دقت بسیار و خارج از وقت و حوصله است، افرادی دیگر به این خدمات مشغولند و شرکتهای تولیدی و كارخانههای كاغذسازی، صحافیها و غیره و نیاز را تأمین میكنند.
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 19:19  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 16:53  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 16:52  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 16:36  توسط ژیلا نژاد نجف
|
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 16:16  توسط ژیلا نژاد نجف
|

جواد بختیاری از استادان برجسته خوشنویسی معاصر ایران است. وی در سال ۱۳۳۵ در شهر بروجرد و در خانواده
ای اهل ذوق و هنر به دنیا آمد. کودکی و نوجوانی خود را در همین شهر گذراند و با حمایت پدر به فراگیری هنر نقاشی روی آورد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه شیراز و با رشته الکترونیک آغاز کرد اما تمایلش به هنر بیش از رشته های فنی بود به همین دلیل گویا تحصیلات خود را در الکترونیک نیمه کاره رها کرده است. وی در سال ۱۳۵۷ وارد دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در رشته نقاشی و هنرهای تجسمی به تحصیل پرداخت. بختیاری علیرغم تحصیل در رشته نقاشی با دیدن آثار یکی از بزرگان، مجذوب خط نستعلیق می شود و در این عرصه قدم بر میدارد و مراحل فراگیری خوشنویسی را مشتاقانه و به سرعت می پیماید و موفق به کسب درجه استادی در خط نستعلیق می شود. وی امروزه از استادان تراز اول خوشنویسی کشور است و در خط نستعلیق به دارنده خط طلایی شهرت یافته است که نشان از اعتبار وی است. در سال ۱۳۷۶ برنده جشنواره جهانی خوشنویسی تهران شده است و دهها نمایشگاه معتبر در ایران، ترکیه، ایتالیا، چین، پاریس و کشورهای دیگر ترتیب داده است. آثار خوشنویسی وی در قالب کتابها و مجموعه های مختلف به چاپ رسیده است.
● آثار منتشر شده:
▪ سخن عشق
▪ كتیبه
▪ شور مستی
▪ گلستانم آرزوست
▪ سحرشب
▪ راز نگاه
▪ رباعیات خیام
▪ می ترواد مهتاب
● نمایشگاهها:
▪ موزه هنرهای معاصر در سال ۱۳۶۳
▪ اسلام آباد در سال ۱۳۶۳
▪ انجمن فرهنگی ایران –آلمان در سال ۱۳۶۴
▪ موزه هنری آنكارا در سال ۱۳۶۷
▪ موزه هنری استانبول در سال ۱۳۶۷
▪ نمایشگاه آبرنگ آتن در سال ۱۳۶۷
▪ مركزفرهنگی یونسكو پاریس در سال ۱۳۶۷
▪ لندن در سال ۱۳۶۸
▪ موزه رضا عباسی در سال ۱۳۷۰
▪ گالری شاجانیان اصفهان در سال ۱۳۷۰
▪ كاخ فرهنگی پكن در سال ۱۳۷۰
▪ موزه هنرهای زیبا دهلی نو در سال ۱۳۷۱
▪ گالری هرتیاژ – كانبرا در سال ۱۳۷۳
▪ گالری شخصی تهران در سال ۱۳۷۴
▪ فورنی ودوسپرا ایتالیا در سال ۱۳۷۵
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 16:13  توسط ژیلا نژاد نجف
|
متولد 1329 هجري شمسي در خوانسار شکسته نویس و خوشنویس معاصر ایرانی است. او عضو عالی انجمن خوشنویسان ایران و دارنده گواهینامه درجه یک هنری است.
از ابتکارات او ترکیب اقلام مختلف از غبار تا جلي و شش دانگ را در یک صفحه است در حالی که قدما در ترکیب بندی از اقلام ريز و غالباً از يك قلم استفاده می کردند. در شيوه او هر قطعه اي فرم و فضاو تركيبي خاص خود را پيدا مي كند و شايد عمده ترين تحولي كه در خط امروز و در صفحه آرايي خط شكسته پديد آمده ، همين تنوع و تازگي است.[۱]
بي هيچ ترديد استاد يد الله كابلي خوانساري يكي از تاثير گذارترين هنر مندان معاصر است كه با پديد آوردن شيوه اي تلفيقي در خط شكسته توانسته است بسياري از نياز هاي جامعه هنري امروز را جوابگو باشد . يدالله كابلي فعاليت هاي رسمي خوشنويسي خود را از سال 1347 آغاز نموده است .
خط نستعليق را حدود سه سال در نزد استاد , شادروان سيد حسن ميرخانی آموخت. چنانچه كه خود استاد مي گويد در آن زمان جز اندك نسخه هاي خط شكسته نستعليق كه هر از چند گاه در نشريات چاپ مي شد اثري از اين نوع خط يافت نمي شد ليك همان چند عكس بي رمق چنان استاد را به خود مجذوب كرد كه پس از كسب اجازه از استاد خود به سمت احياء اين خط كشيده شد تا اينكه بعدا آموزش اين هنر اصيل در دستور كار انجمن خوشنويسان قرار گرفت. [۲]استاد يدالله كابلی خوانساری بيش از يك دهه از سال 1350 ، به تنهايي به آموزش خط شکستهنستعليق در انجمن خوشنويسان ايران پرداخته و بهنوعی ديگر بار اين خط زيبا و تبحرانگيز را در ايران پايه ريزی كرده است. [۳] وی شاگردان زیادی را در زمینه خط شکسته نستعلیق تربیت کرده است.
از او نمایشگاه های متعدد انفرادی و گروهی در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر برگزارشده است.
کتابهای منتشر شده
خط شکسته و شکسته خوانی 1982
حس قلم، کتاب راهنما برای خط شکسته 1986
محراب خیال، مجموعه کارهای انتخابی 1989
کلک شیدائی، خط شکسته به روش نسج و متقاطع 1990
باغ نظر، مجموعه کارهای انتخابی خط شکسته 1990
رباعیات باباطاهر، 1992
نقش شوق، مجموعه از کارهای انتخابی 1994
منحنی عشق، مجموعه کارهای انتخابی 1995
دولت قرآن، مجموعه نمایشگاه ملی 1997
سماع قلم ۱ - ۲ ۱۳۸۶
شکسته پیوسته ۱۳۸۷
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 15:19  توسط ژیلا نژاد نجف
|
خوشنویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر میرسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزشهای زیبایی شناختی خلق کند.[۱] از این رو خوشنویسی با نگارش سادهٔ مطالب و حتا طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوت است. همچنین از آنجایی که این هنر جنبههایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزشهای گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.
خوشنویسی تقریبا در تمام فرهنگها به چشم میخورد اما در مشرق زمین و بهویژه در سرزمینهای اسلامی و ایران در قله هنرهای بصری واقع است. خوشنویسی اسلامی و بیش از آن خوشنویسی ایرانی تعادلی است حیرتانگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل دهندهٔ آن. تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یك سو و پویایی و تغییر شكل یابندگی آن از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا كه با آراستگی و ملایمت تام و تمام می تواند شكل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.
اگر در نظر داشته باشیم كه خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالبها و قواعد و نظامهای بسیار مشخصی شكل میگیرد و هر یك از حروف قلمهای مختلف از نظام شكلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمییابیم كه ایجاد قلمهای تازه و یا شیوههای شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرتانگیزی پدیدار میشود. در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شدهاست و هر حرف به صورت یك «مدول» ثابت درمیآید كه تخطی از آن بهمنزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله است كه همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل میآمده است. حتی ترتیب شكل كلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین میشده كه در «رسمالخط»ها و «آدابالمشق»ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شدهاست. قرارگیری كلمات نیز- یعنی «كرسی»- هر سطر هر چند نه به صورت كاملاً پیشبینی و تكلیف شده - كه ناممكن بودهاست - اما بهشكل «سلیقه مطلوب» زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/08/30ساعت 17:10  توسط ژیلا نژاد نجف
|
قبل از اسلام خطوط مختلفي ار جمله ميخي و پهلوي و اوستائي در ايران متداول بوده است با ظهور دين اسلام نياكان ما الفبا وخطوط اسلامي را پذيرا شدند خط متداول آنزمان كه نزديك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود خط كوفي و نسخ قديم بودكه از دو خط قبطي و سرياني اخذ شده بود در اوايل قرن چهارم سال 310 هجري قمري ابن مقله بيضاوي شيرازي خطوطي را بوجود آورد كه به خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از محقق – ريحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقيع كه وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام مي باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع كرد و 12 اصل نوشت : تركيب-كرسي-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازي-نزول مجازي-اصول-صفا و شأن
بعد از ابن مقله ( حدود يك قرن) علي ابن هلال مشهور به ابن بواب براي خط نسخ قواعد جديدي بوجود آورد و آنرا كامل تر كرد و بعد در قرن هفتم جمال الدين ياقوت مستعصمي به خطوط ششگانه ياد شده غنا و تكامل بخشيد .
مقارن پيشرفت خطوط فوق، حسن فارسي كاتب، خط تعليق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد كه به نام ترسل نيز ناميده مي شد
در قرن هشتم ميرعلي تبريزي (850 هجري قمري) ار تركيب و ادغام دو خط نسخ و تعليق خطي بنام نسختعليق بوجود آورد كه بسيار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظيمي در هنر خوشنويسي گرديد خطي كه حدود يك دانگ سطح و مابقي آن دور است و نام آن در اثر كثرت استعمال به نستعليق تغيير پيدا كرد.
و بايد اذعان نمود كه بحق از زيباترين و ظريفترين ومشكلترين خطوط ايراني و ميتوان گفت كه عروس خطوط ايراني است
پس از ميرعلي تبريزي پسرش ميرعبدالله و بعد از او ميرزا جعفر تبريزي و اظهار تبريزي در تكامل خط نستعليق كوششها كردند تا نوبت به سلطانعلي مشهدي رسيد كه خدمات شاياني به اين هنر اصيل نمود .
اساتيد زيادي بعد از سلطانعلي مشهدي در تكامل خط مذكور زحمات فراواني كشيدند كه بعد از حدود يك قرن، خشنويس نامي و آشناي همه، ميرعمادالحسني ( 1024 هجري قمري) معاصر شاه عباس صفوي پا به عرصه ظهور نهاد كه با نبوغ خود تغيرات و سبكي در خط نستعليق بوجود آورد كه هنوز از گذشت قريب 400 سال مورد استفاده و الهام بخش خشنويسان است او پايه خط را به جائي نهاد كه از زمان پيدايش خط نستعليق تا كنون هنرمندي خشنويس را ياراي برابري با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ ديگري چون عليرضا عباسي رقيبي براي او بشمار مي رفت كه علاوه بر خط نستعليق خفي و جلي در خط ثلث نيز استاد بود بطوري كه قالب كتيبهه هاي مساجد و بناهاي تاريخي اصفهان به خط ثلث و يا به سرپرستي او انجام شده است .
بطور كل قرنهاي نهم ، دهم و يازدهم هجري قمري را ميتوان قرنهاي درخشان در هنر خوشنويسي دانست .
در اواسط قرن يازدهم سومين خط خالص ايراني يعني شكسته نستعليق به دست مرتضي قلي خان شاملو حاكم هرات از خط نستعليق احداث گرديد علت پيدايش آن تند نويسي و راحت نويسي و ديگر، ذوق و خلاقيت ايراني مي توانست باشد همانطوري كه بعد از پيدايش خط تعليق ، ايرانيان به خاطر سرعت در كتابت، شكسته تعليق آنرا نيز بوجود آوردند .
خط شكسته نستعليق به دست ميرزا شفيعا هراتي كاملتر شد و درويش عبدالمجيد طالقاني قواعد جديدي وضع نمود و آنرا به كمال نوشت چهار تن ازخوشنويسان نامي كه در چهار خط ثلث، نسخ، نستعليق و شكسته نستعليق به اركان اربعه هنر خوشنويسي مشهور گشته اند عبارتند از :
در خط ثلث : جمال الدين ياقوت ( 698 هجري قمري)
در خط نسخ : ميرزا احمد نيريزي (اواسط قرن 12)
در خط نستعليق : ميرعماد الحسني (1024 هجري قمري)
در خط شكسته نستعليق : درويش عبدالمجيد طالقاني ( 1185 هجري قمري)
در قرن 13 در دوره قاجاريه خطاطان بزرگي پا به عرصه ميدان نستعليق و ديگر اقلام نهادند و سختيهاي اين هنر ظريف را بجان خريدند و در توسعه آن كوشيدند كه اسامي معروفترين آنها از آن زمان تاكنون به شرح ذيل مي باشد :
عباس نوري- وصال شيرازي- احمد شاملو مشهدي – فتحعلي حجاب – ميرحسيني خوشنويس- اسداله شيرازي – ميرزا آقا خمسه اي – ابوالفضل ساوجي – عبدالرحيم افسر – محمدحسين شيرازي – عبدالحميد ملك الكلامي – علي نقي شيرازي –
ميرزا محمد ابراهيم تهراني (ميرزا عمو) – ميرزا غلامرضا اصفهاني – ميرزا محمدرضا كلهر- محمدحسين عمادالكتاب – مرتضي نجم آبادي – سيدحسن ميرخاني – سيدحسين ميرخاني – علي اكبر كاوه – ابراهيم بوذري – حسن زرين خط – غلامحسين اميرخاني – عباس اخوين – يداله كابلي خوانساري – كيخسرو خروش و ...
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/08/30ساعت 17:6  توسط ژیلا نژاد نجف
|